فريدون بن احمد سپهسالار

53

زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )

جان به فداى عاشقان خوش‌هوسيست عاشقى * 122 عشق‌پرست اى پسر باد هواست ما بقى و باز مىفرمايد قدسنا اللّه بسره العزيز : عاشق شو و عاشق شو و بگذر ز حميرى 123 « 1 » * سلطان بچه‌اى آخر تا چند اسيرى و هم حضرتش مىفرمايد بيض اللّه وجهه : عمر كه بىعشق رفت هيچ حسابش مگير * 124 آب حياتست عشق در دل و جانش پذير چون درين مقام حضرت ايشان را كلمات بسيارست بدين مقدار اقتصار افتاد . و اما در تقرير آنكه خوف و خشيت و رجا و بسط كه اولياى كمل را در سلوك حادث مىشود از چه سببست و بيان آنكه حضرت خداوندگار ما قدس اللّه سره العزيز درين قسم چگونه سلوك فرموده بود و كلمات روح‌افزا بيان كرده ، اگر سائلى پرسد كه خوف و خشيت اولياء كمل را از چه سبب لازم مىآيد چون در نص كلام مجيد در حق ايشان صادر گشته است : « أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ » . بدان وفقك اللّه تعالى كه ولايت مؤمن را سوريست از عنايت كه محيط مىگردد و از هجوم وساوس نفس ايمن مىگرداند و بر صراط مستقيم استقامت مىدهد و از خوف انحطاط بازمىرهاند و حقيقت خوف بر سه قسمت : خوف عامست و خوف خاص و خوف اخص ، خوف عام از خشيت كثرت معاصى و ارتكاب گناه و بيم خطاب و عقابست و خوف خواص از بيم هبوط و بعد از مقام

--> ( 1 ) - خ ل . بگذار ز حيرى